هيراد جونهيراد جون، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره

يكي يدونه - هيراد دردونه

11ماهگي مه روي مامان

اميدمامان الان 11 ماهه است .اونقدر خوردني و بانمك كه كلي باهاش سرگرم شدم. درطول هفته ميريم باغ بابا اكبر كه دارند تعميرات انجام ميدند و يا با بابايي ميريم جاده دماوند تا با هم باشيم و بگرديم. همسفر خوبي هستي يا بازي ميكني و يا ميخوابي و اذيتمون نميكني بووووووووووووووووووووووووووووووس پسر گلم   ...
19 تير 1392

ده ماهگي نفس مامان

نفس مامان 10 ماهه شده  و تلاش ميكنه تا چهاردست و پا راه بره و در ابتداي كار هرچه تلاش ميكنه بجاي حركت به جلو به عقب ميره . حسابي توي رختخواب دور ميزنه و از اين طرف به اون طرف ميره. به به گفتن و بابا رو ميدونه و هر از گاهي هم چند تا كلمه از خودش ميگه. ياد گرفته با دست خودش به دهانش بزنه و صداي آ آ آ آ آ در بياره . دوست داره با دستش براي بقيه هم بزنه تا آنها هم همين صدا رو در بيارند.       ...
19 تير 1392

عيدنوروز همراه با جيگر مامان

عشق مامان اولين عيدش ((عيدفطر)) بود. هيراد جونم اولين عيدنوروزش(1392) رو با ما بود و خيلي به همگي ما خوش گذشت. ميتوني بشيني ولي هنوز چهاردست وپا نمي روي ،خيلي خوب حركات رو انجام ميدي. بابامهدي قرار بود براي عيد موهاتو كوتاه كنه ولي آخرش هم اين كارو انجام نداد و با موهاي بلند سرسفره هفت سين اومدي.         ...
19 تير 1392

اگه گفتي ؟؟؟

هيراد جونم 17 روزه بودي كه دايي محسن ناخن هايت را براي اولين بار گرفت و به رسم هميشگي كه دايي اين كار رو ميكند چون دايي بنيامين كوچك بود اين كار رو به دايي محسن سپرديم . ...
15 تير 1392

اولين حمام عسل مامان

در هفتمين روز تولدت مامان مهين و عمه اومدند خونه مامان طلعت كه ما اونجا بوديم و همگي همكاري كردند كه عسل مامان و ببرند حمام . عزيزم هم با آب بازي هيچ مشكلي نداشتي و از اونجا معلوم شد كه با اين بخش (حمام)مشكلي نداري ...
15 تير 1392