هيراد جونهيراد جون، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 14 روز سن داره

يكي يدونه - هيراد دردونه

13 ماهگي هيراد جون

عزیزم یک ماه دیگه هم اومد و تو ١٣ ماهه شدی و کارهای جدید یاد گرفتی  هنوزم عاشق بازي با ماشين لياسشويي هستي و وقتي كه روشن هم هست ميري نزديك و داخل آن رو كه لباسها در حال چرخش هستند رو نگاه ميكني و كلي ذوق ميكني عزيزم ياد گرفتي كه سوت بزني و توپ رو پرتاب كني هنوزم توپ يا به قول خودت پوپ رو دوست داري و حتي زمانيكه برنامه كودك نگاه ميكني انواع اونو تو دستت ميگيري و پرت ميكني تا مامان هم بيكار نباشه اين صحنه رو خيلي دوست دارم وقتي كه يه چيزي ميخواي كه دستت نميرسه روي نوك انگشتانت مي ايستي و با تلاش ميخواي كه به خواسته ات برسي گاهي براي اينكه بخوابي از يك ترفند جديد استفاده ميكني و خيلي زود هم خواب ميري ...
28 مهر 1392

12ماهگي نبات مامان

شيرين ترين مزه تو زندگي ما هستي گلم 12 ماهه شدي و آخر12 ماهگي جشن تولدته كه توي ماه مبارك رمضان است. فعلا كه باسرعت چهاردست و پا ميري و توي روروئك سواري هم واقعا خبره شدي و هرطور بخواي حركت ميكني. شبها ساعت 11:30 تا12 ميخوابي و فردا معمولا 9:30 تا 10 بيدار ميشي .همه چيز مرتب و قانونمند. هرچيزي رو كه بخواي با تغيير صدا و اشاره متوجه مان ميكني. ميتوني با كمك بايستي و بعدشم خودت دستهايت رو رها ميكني تا بايستي . غذاهاي نرم رو دوست داري و از چيزي بدت نمياد و عاشق ميوه هستي.   وقتي چيزي ميخواي و به خواسته ات نمي رسي اونوقت : عشقم براي 12 ماهگيت هم با مامان طلعت رفتيم براي مراقبت و خيلي خوب رشد كردي و از قدو بالات م...
28 مهر 1392

نه ماهگي هيراد جونم

  عشق ماماني نه ماهه شده ، تو روروئك ميشيني و اول اروم آروم و بعد با سرعت حركت كردي گلم . اولين مسافرت خانوادگي رو با بابااكبر و مامان طلعت و دايي بنيامين رفتيم چالوس و كلاردشت و ... كه خيلي خوش گذشت چون وقتي داشتيم بر ميگشتيم دونه هاي مرواريديت داشت از لثه هات بيرون ميزد. اولين بار كه گذاشتيمت تو روروئك خاله مليكا و عمو رضا هم اينجا بودن و كلي تشويقت كرديم تا حركت كني و اونقدر سرو صدا شد كه نگو . ما از خودت بيشتر مشتاق بوديم و خودت با حيرت ما رو نگاه ميكردي  و زنگ زدم به عمه مهديه و مامان مهين كه بيان و اونا هم زود اومدن و راه رفتن عسلمون رو تو روروئك ديدن و خيلي شب خو...
28 مهر 1392

اولين مسافرت با هواپيما

عزيز دل مامان ،اولين مسافرت هوايي ات اواسط خرداد ماه 92 بود كه با خاله محبوبه و عمو احمد رفتيم كيش و خيلي خوب بود . هوا خيلي گرم نبود ولي وقتي مي اومديم تو خيابون قطره هاي آب بود كه از پيشوني و سرت ميچكيد. باغ پرندگان   دلفينها - كشتي يوناني - بازارهاي كيش و ......خيلي جاهاي ديگه رو ديدي . باهم براي جت اسكي رفتيم كه تو با خاله نشستي لب ساحل تا من و بابايي برگرديم . براي غواصي مي پرسيديم كه چند نفر از مربيان عكست رو براي فيس بوك خودشان گرفتند كه من هم نمونه اونو كه عينك زدي اينجا براي يادگاري برات ثبتش كردم. ...
21 مهر 1392

تولدت مبارك عزيزم

سلام عشقم يك سال پر از خاطره گذشت و تو الان يكساله شدي خيلي دوستت داريم و براي هر لحظه اي كه با ما هستي خدا رو شكر مي كنيم اينقدر زيبا شدي كه حتي وقتي كه خوابي من و بابايي نگات ميكنيم و حسابي محو تماشات ميشيم نبات مامان ،الان كه يك سال از بدنيا اومدنت گذشته مي بينم كه چه زود دير ميشه عزيزم چون تولدت 27 ماه رمضان سال 92 هست و ما نميتونيم در كنار بقيه شاديهامونو تقسيم كنيم تصميم گرفتيم تا روز جشن تولدت رو به يك هفته بعد از عيد سعيد فطر قرار بديم من و بابايي از خيلي وقت پيش داريم تدارك تولدت رو مي بينيم خاله ها هم مشغول انتخاب و پيشنهاد و ... هستند ، مامان مهين هم با زن عمو فرزانه براي اينكه شام چي تهيه ببينيم همفكري كرده و كمك ...
21 مهر 1392

تابستان هم رفت

عزيزم تابستان خوبي رو كنار هم گذرونديم كه پر از خاطره هاي خوب بود و مسافرتهاي عالي دوست دارم هميشه با هم باشيم و خيلي جاها رو با هم ببينيم خيلي خوش سفري و اصلا مامان و بابا رو اذيت نميكني هم پاي ما همه جا مياي و از مسافرت لذت ميبري امسال از شمال تا جنوب و رفتيم  : چالوس و آمل و فيروزكوه و ... تا كيش و البته مشهد هم كه جزو يكي از بهترين مسافرتهاي ما بود دعا ميكنيم كه سالهاي سال پر از سفرهاي خوب و عالي در كنار هم بريم بوووووووووووووووووووس از اون صورت ماهت ...
19 مهر 1392

روز جهاني كودك مبارك باشه

هيراد عزيزم روز جهاني كودك بر شما و دوستانت مبارك باشه روز جهاني كودك هم به عزيزم خوش گذشت هم به ما چون با هم رفتيم بيرون و كلي خوش گذرونديم و كلي بازي كرديم اميدوارم هر روزت پر از شادي و نشاط باشه عسلم   روز کودک است.کاش کودک بودم ! در بستر تنهاییام ، کـسی لالایی كودكانه می خواند برایم-ماهان جون-   ...
18 مهر 1392